تبلیغات
خاطرات خوش نویس - خودتو دوست داری ؟
 
خاطرات خوش نویس
گر طبیبانه بیایی بر سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را
درباره وبلاگ


متولد 28 تیر هستم جایی که من توش زندگی می کنم یکی از زیباترین شهرهای دنیاست شهری که ما شیرازی ها بهش افتخار میکنیم . من لهجه ی شیرازی ندارم .
. تا حالا توی هیچ مسابقه ای برنده نشدم چون مسابقه نداده ام ! به موسیقی خیلی علاقه دارم همه جور موزیک گوش میدم بجز رپ .
هدف از ساختن این وبلاگ این است که وقتی گوشی برای شنیدن پیدا نمیکنم مینویسم تا کسی آنها را بخواند راهنمایی های شما برایم مفید خواهد بود حتی وقتی هم که مشکلی ندارم از خوشحالی هام می نویسم تا شاید کسانی باشند که در این خوشحالی سهیم شوند .
دوست دارم وقتی مطالب رو میخونید نظر یا دیدگاه خودتون رو برام بنویسید خواندن دیدگاه ها خوشایند است هم برای صاحب وبلاگ و هم برای دیگرانی که دیدگاه ها را می خوانند . خلاصه بدون نظر گذاری اینجا رو ترک نکنید .
اگر از وبلاگم خوشتون اومد و خودتون هم وب دارید با نام خاطرات خوش نویس لینکش کنید.

مدیر وبلاگ : mahsa
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
من خودمو خیلی دوست دارم چون اگر آدم خودشو دوست نداشته باشه دیگران رو هم دوست نداره . اگر برای موفقیت خودش در هر سنی تلاش نکنه به دیگران هم نمیتونه کمک کنه . 

اراده یعنی خواستن و توانستن وقتی بخواهی هدفهایی را طرح ریزی می کنی بعد قدم هایی باید برداری قدم ها را که برداشتی به آن می رسی . آماری می خواندم که حد اکثر سه درصد مردم هستند که برای خودشان هدف تعیین میکنند و این هدف را برای خودشان می نویسند . فقط سه درصد در جهان ! 

من اصلا اعتقادی به شانس ندارم به هیچ وجه . هر چیزی که آدم به آن دسترسی پیدا می کند نتیجه ی تلاش و کار و نیت خیر است کائنات دارند کار خودشان را درست انجام می دهند . 

می گویند یکی از شاگردان سقراط به او گفت کاری بکن که من آدم موفقی بشوم . سقراط گفت بعد از ظهر بیا کنار رودخانه . بعد از ظهر شد و رفتند کنار رودخانه سقراط گفت خم شو ، خم که شد سقراط گردنش را گرفت و برد زیر آب آن قدر نگه داشت که داشت خفه میشد و بال بال میزد بعد سرش را آورد بیرون و چند دقیقه ای طول کشید تا نفسش جا بیاید شاگردش گفت داشتی مرا خفه می کردی ! سقراط گفت آن زیر که بودی برای زندگی چقدر به هوا نیاز داشتی ؟ چقدر تلاش کردی ؟ شاگرد جواب داد تمام انرژی ام را گذاشتم که دست تو را کنار بزنم و بالا بیایم . سقراط گفت اگر برای هر کاری این قدر انرژی مصرف کنی در آن کار موفق می شوی . 
اولش خواستن است . خواستن ، انرژی گذاشتن و بعدش توانستن .  

 شعر هدیه از فروغ فرخزاد 
 من از نهایت شب حرف می زنم 
من از نهایت تاریکی 
و از نهایت شب حرف می زنم 

اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار 
و یک دریچه که از آن
 به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم 




نوع مطلب : رازهای موفقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 12 آذر 1391
mahsa
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.