تبلیغات
خاطرات خوش نویس - چهارشنبه 18 دی 92
 
خاطرات خوش نویس
گر طبیبانه بیایی بر سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را
درباره وبلاگ


متولد 28 تیر هستم جایی که من توش زندگی می کنم یکی از زیباترین شهرهای دنیاست شهری که ما شیرازی ها بهش افتخار میکنیم . من لهجه ی شیرازی ندارم .
. تا حالا توی هیچ مسابقه ای برنده نشدم چون مسابقه نداده ام ! به موسیقی خیلی علاقه دارم همه جور موزیک گوش میدم بجز رپ .
هدف از ساختن این وبلاگ این است که وقتی گوشی برای شنیدن پیدا نمیکنم مینویسم تا کسی آنها را بخواند راهنمایی های شما برایم مفید خواهد بود حتی وقتی هم که مشکلی ندارم از خوشحالی هام می نویسم تا شاید کسانی باشند که در این خوشحالی سهیم شوند .
دوست دارم وقتی مطالب رو میخونید نظر یا دیدگاه خودتون رو برام بنویسید خواندن دیدگاه ها خوشایند است هم برای صاحب وبلاگ و هم برای دیگرانی که دیدگاه ها را می خوانند . خلاصه بدون نظر گذاری اینجا رو ترک نکنید .
اگر از وبلاگم خوشتون اومد و خودتون هم وب دارید با نام خاطرات خوش نویس لینکش کنید.

مدیر وبلاگ : mahsa
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیشب مامانم حالش بد بود برادرو خواهرم بردندش بیمارستان وقتی برگشتند ساعت 2:30 شب بود من هم داشتم درس می خوندم برای امتحان زبان امروز خلاصه تا اومدم بخوابم دیگه ساعت 3 شده بود .
 با بدبختی و خفت ساعت 6 صبح بیدار شدم . رفتم توی حیاط همه ی برفها یخ زده بود و ابری هم در آسمان نبود به نظر من یک میلیون درجه زیر صفر بود داشتم مثل برفها یخ میزدم . ساعت 8 امتحان بود با بی حوصلگی کمی صبحانه خوردم و با تاکسی رسیدم به ارم واقعا اون قدر هوا سرده که موهات هم یخ میزنه شال گردنمو جلوی بینیم گرفته بودم تا کمی گرمم بشه . 
سرویس دانشگاه ایستاده بود و بچه ها دوان دوان به سویش ! الان دیگه ساعت 8 شده بود 8:15 حرکت کرد. جلوی پردیس علوم ایستاد و من و خیلی های دیگه پیاده شدیم . دانشگاه شیراز روی یک کوه ساخته شده یعنی توی کوه جاده ساختند و دانشکده های مختلف رو در جایی به اسم تپه ی تلویزیون ساختند ( خودتون هم میدونین کی این کار بزرگ رو کرده ) محل دانشگاه شیراز بالاتر از بقیه ی جاهای شهر هست بنابراین سردتره و برف بیشتری هم باریده بود . از اون جایی که سرویس ایستاد تا دانشکده ی علوم که محل امتحان من هست باید کمی پیاده راه بریم . با اینکه با ماشین برف روب و ماسه و نمک زبر برفها رو از توی جاده پاک کرده بودند ولی باز هم یخ زده بود و با احتیاط راه می رفتیم . خلاصه دردسرتون ندم ساعت 8:25 رسیدم به محل امتحانم هنوز امتحان شروع نشده بود. دوستم بهاره گفت فکر می کردم نمی خوای امتحان بدی ! 
امتحان نسبتا سختی بود ولی من زبانم خوبه و یک دور هم خونده بودم به نظرم یک غلط بیشتر ندارم و نمره ی من توی این درس 3 واحدی بالای 19/5 میشه . یک توضیح در اینجا لازم هست . سیاست دانشگاه شیراز به دلیلی نا معلوم اینه که به هیچ عنوان به نمره ی کسی یک صدم هم اضافه نمیکنن حتی اگر دانشجو ، بچه ی رئیس دانشگاه باشه . 
بعد از امتحان با چند تا از بچه ها رفتیم کلاس رفع اشکال ریاضی که اونم شنبه امتحان داریم . ساعت 11:30 کلاس تموم شد کمی برف بازی کردیم . من رفتم کتابخونه کتاب بگیرم که سیستم کامپیوتری تحویل کتابشون قطع شده بود نمی تونستم منتظر بمونم تا وصل بشه ؛ کتاب رو سپردم به آقای بردبار - مسئول بخش مخزن فارسی - که شنبه امانت بگیرمش . 
خیلی خسته و خواب آلود بودم برگشتم خونه بعد از نهار 2 ساعت تموم خوابیدم . الانم می خوام برم یه حمام گرم و بعدش تا جایی که می تونم برای امتحان ریاضی درس بخونم . البته فردا کلاس زبان فرانسه دارم باید اونم بخونم . 
بی ربط نوشت : این هم یه عکس پاییزی که یک ماه پیش از گوشه ای از دانشگاه گرفتم 






نوع مطلب : خاطرات دانشگاه شیراز، 
برچسب ها : پاییز در دانشگاه شیراز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 18 دی 1392
mahsa
جمعه 20 دی 1392 06:40 بعد از ظهر
یادش بخیر دانشگاه شیراز ...چه دورانی داشتیم امتحان روش تحقیق رو یادم نمیره ... روی پشت بام ساختمان ...
mahsa حتما دانشکده ی الهیات و معارف اسلامی بوده
جمعه 20 دی 1392 05:28 بعد از ظهر
سلام

باباتسلیم
من قبلنم گفتم بااین اوضاماباید برای برف بازی بیایم شیراز
باورمی كنی اینجابرف نیس وگرم شده؟؟؟


mahsa گرم شده ؟
پناه بر خدا
جمعه 20 دی 1392 05:27 بعد از ظهر
سلام

باباتسلیم
من قبلنم گفتم بااین اوضاماباید برای برف بازی بیایم شیراز
باورمی كنی اینجابرف نیس وگرم شده؟؟؟
پنجشنبه 19 دی 1392 06:40 قبل از ظهر
تصویر خیلی قشنگیه بیادپائیز زیبا...
دعا میکنم امتحان ریاضی نمره بالائی بگیری.حالا20 نشدیما 19ونیم هم قبول داریم.(آیکون معلم عاشق20)
mahsa تو دعا کن من پاس بشم ! 20 و 19 پیشکش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.