تبلیغات
خاطرات خوش نویس - روز برفی در شیراز
 
خاطرات خوش نویس
گر طبیبانه بیایی بر سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را
درباره وبلاگ


متولد 28 تیر هستم جایی که من توش زندگی می کنم یکی از زیباترین شهرهای دنیاست شهری که ما شیرازی ها بهش افتخار میکنیم . من لهجه ی شیرازی ندارم .
. تا حالا توی هیچ مسابقه ای برنده نشدم چون مسابقه نداده ام ! به موسیقی خیلی علاقه دارم همه جور موزیک گوش میدم بجز رپ .
هدف از ساختن این وبلاگ این است که وقتی گوشی برای شنیدن پیدا نمیکنم مینویسم تا کسی آنها را بخواند راهنمایی های شما برایم مفید خواهد بود حتی وقتی هم که مشکلی ندارم از خوشحالی هام می نویسم تا شاید کسانی باشند که در این خوشحالی سهیم شوند .
دوست دارم وقتی مطالب رو میخونید نظر یا دیدگاه خودتون رو برام بنویسید خواندن دیدگاه ها خوشایند است هم برای صاحب وبلاگ و هم برای دیگرانی که دیدگاه ها را می خوانند . خلاصه بدون نظر گذاری اینجا رو ترک نکنید .
اگر از وبلاگم خوشتون اومد و خودتون هم وب دارید با نام خاطرات خوش نویس لینکش کنید.

مدیر وبلاگ : mahsa
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امروز شهادت امام رضا و تعطیل بود . دارم برای امتحانهام که از روز شنبه 14 دی شروع میشه آماده میشم ولی کار من مطالعه ی محض نیست گاهی هم ویلن می زنم و گاهی وبگردی .... 

دیروز هوای شیراز برفی بود بعد از مدتها براف بارید و چقدر قشنگ و آرام و آرامش بخش بود . همه از بارش این برف ذوق زده شدند ولی من بیشتر از همه . 

 

نمی دونم همه اینطوری هستن یا فقط من این طوریم که وقتی از یک پدیده ی طبیعی ( مثلا بارش برف ) لذت میبرم به یاد دوران کودکی خودم می افتم زمانی که تنها عشقم مادرم بود و تنها مردی که دوسش داشتم پدرم . وقتی که همه چیز برام زیبایی محض بود اگر از کسی یا چیزی ناراحت میشدم فرداش دیگه فراموش می کردم  .... 

بازگشت به گذشته ممکن نیست ولی یادآوری روزگار کودکی احساس خوشایند و وصف ناپذیری در من ایجاد می کنه . زمانی که همه ی خواهر و برادرها و پدر و مادرم سر یک سفره ی بزرگ می نشستیم اون موقع هرگز به ذهنمم خطور نمی کرد یه روزی میاد که دیگه جمعمون جمع نیست . قدر اون روزها رو ندونستم و حالا در حسرت اون روزهام که دیگه هرگز تکرار نمیشه 

پ.ن : منتظر دریافت ایمیل از یک دوست بسیار عزیز هستم 




نوع مطلب : دلنوشته ها، شیرازی نوشت، 
برچسب ها : شیراز در زمستان 92، shiraz،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 12 دی 1392
mahsa
شنبه 14 دی 1392 11:59 بعد از ظهر
سلام مهسا
دنیاهمینه خانوم...ناراحت نباش می گذره
mahsa بعله
شنبه 14 دی 1392 08:20 قبل از ظهر
me too
mahsa
جمعه 13 دی 1392 08:36 بعد از ظهر
سلام ، روز خوش
روح مرحوم پدرت شاد
توفیق تمام امتحانات
خصوصا در امتحان زندگی سرفراز
mahsa مرسی
جمعه 13 دی 1392 11:58 قبل از ظهر
درود دوست گرامی
وب قبلیم حذف شد.
آدرسه وب جدیدم با(ناجی تبار من لینکش کن)
با تشکر.
در ضمن با نوشته ای نو بروزم
پنجشنبه 12 دی 1392 11:49 بعد از ظهر
چه جالب منم برف که میاد یاد زمان بچگی می افتم ...
برات آروزی موفقیت در امتحانات دارم.
mahsa مرسی . شاید همه همین طوری هستن البته من فقط با بارش برف نیست که یاد کودکیم میوفتم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.