تبلیغات
خاطرات خوش نویس - دو شنبه 9 دی 92
 
خاطرات خوش نویس
گر طبیبانه بیایی بر سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را
درباره وبلاگ


متولد 28 تیر هستم جایی که من توش زندگی می کنم یکی از زیباترین شهرهای دنیاست شهری که ما شیرازی ها بهش افتخار میکنیم . من لهجه ی شیرازی ندارم .
. تا حالا توی هیچ مسابقه ای برنده نشدم چون مسابقه نداده ام ! به موسیقی خیلی علاقه دارم همه جور موزیک گوش میدم بجز رپ .
هدف از ساختن این وبلاگ این است که وقتی گوشی برای شنیدن پیدا نمیکنم مینویسم تا کسی آنها را بخواند راهنمایی های شما برایم مفید خواهد بود حتی وقتی هم که مشکلی ندارم از خوشحالی هام می نویسم تا شاید کسانی باشند که در این خوشحالی سهیم شوند .
دوست دارم وقتی مطالب رو میخونید نظر یا دیدگاه خودتون رو برام بنویسید خواندن دیدگاه ها خوشایند است هم برای صاحب وبلاگ و هم برای دیگرانی که دیدگاه ها را می خوانند . خلاصه بدون نظر گذاری اینجا رو ترک نکنید .
اگر از وبلاگم خوشتون اومد و خودتون هم وب دارید با نام خاطرات خوش نویس لینکش کنید.

مدیر وبلاگ : mahsa
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امروز قرار بود آخرین جلسه ی کلاس روانشناسی باشه ساعت 8 کلاس شروع میشه و من تا ده دقیقه به 8 هنوز خونه بودم ! راه خونه ی ما از دانشگاه هم طولانیه با اتوبوس یک ساعت میشه ولی من پیش خودم فکر کردم بابا جلسه ی آخره حالا بذار اصلا غیبت بزنه من که 3 جلسه حق غیبت دارم . با خیال راحت و دل استراحت سوار اتوبوس شدم و اتوبوس هم سلانه سلانه یواش یواش رسید به دم در دانشگاه بعدش هم سوار سرویس شدم و بازم یواش یواش رسیدم به دانشکده علوم انسانی طبقه ی دوم . ساعت یک ربع به 9 بود ! دیدم کلاس خالیه و فقط دو تا از پسرهای هم کلاسی توی کلاس نشسته بودند . گفتند دکتر هادیان فر اومد سر کلاس گفت کلاس امروز لغو شد ! با اینکه به شدت سرما خوردم ولی رفتم کتابخانه ی میرزای شیرازی و برانامه ریزی کردم برای امتحانام که از همین شنبه شروع میشه . 
امروز جلسه ی دوم کلاس زبان فرانسه داشتم البته کلاس خارج از دانشگاه ( کانون زبان ایران بخش غیر انگلیسی ) که این کلاس هم از دانشگاهمون فاصله ی نسبتا زیادی داره . من جلسه ی اولش رو غایب بودم چون در اون زمان که کلاس تشکیل شده بود من در زیگورات چغازنبیل داشتم واسه خودم خوش می گذروندم ! 
ولی همین باعث شد که درس امروز رو اصلا نفهمم چون حتا یک کلمه فرانسه هم بلد نیستم . ولی درستش می کنم . بعد از کلاس باز برگشتم دانشگاه رفتم کلاس بدنسازی خیلی خسته شدم در واقع داغون شدم توی راه برگشت به خونه همش توی اتوبوس خواب بودم ! 
عشق من = شیراز 




نوع مطلب : خاطرات دانشگاه شیراز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 9 دی 1392
mahsa
سه شنبه 10 دی 1392 11:50 قبل از ظهر





امام صادق : "ماسردی را با گرمی ...درمان می کنیم /دانش نامه احادیث پزشکی - حدیث اول " ایام بالا بودن اسیدبدن (سرماخوردگی)عسل که گرم وخشک است بخوریم اسیدوباز متوازن میگردد نیازبه دارو درمانی نداریم
پیغمبر:برشمابادخوردن مویز ...اخلاق را نیکو میکند...
امام مجتبی:ان احسن الحسن خلق الحسن
امام رضا:روغن زیتون بودار اعصاب را قوی میکندوآتش غضب را خاموش ...
امام کاظم:نزدیکترین شما به خدا خوش خلق ترین شمااست
فاطمه زهرا :بهشت پاداش خوشروئی است
دوشنبه 9 دی 1392 11:15 بعد از ظهر
سلام...

جمعیت شیراز = یک میلیون و هفتصد هزار نفر /جمعیت شیراز و حومه = 75 میلیون نفر !

وایییییییییی مردم ازخنده
mahsa دیگه مشکل خودته !
دوشنبه 9 دی 1392 09:05 بعد از ظهر
سلام ، روز خوش
توفیقات روزافزون
mahsa
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.