تبلیغات
خاطرات خوش نویس - من مجله فروش
 
خاطرات خوش نویس
گر طبیبانه بیایی بر سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را
درباره وبلاگ


متولد 28 تیر هستم جایی که من توش زندگی می کنم یکی از زیباترین شهرهای دنیاست شهری که ما شیرازی ها بهش افتخار میکنیم . من لهجه ی شیرازی ندارم .
. تا حالا توی هیچ مسابقه ای برنده نشدم چون مسابقه نداده ام ! به موسیقی خیلی علاقه دارم همه جور موزیک گوش میدم بجز رپ .
هدف از ساختن این وبلاگ این است که وقتی گوشی برای شنیدن پیدا نمیکنم مینویسم تا کسی آنها را بخواند راهنمایی های شما برایم مفید خواهد بود حتی وقتی هم که مشکلی ندارم از خوشحالی هام می نویسم تا شاید کسانی باشند که در این خوشحالی سهیم شوند .
دوست دارم وقتی مطالب رو میخونید نظر یا دیدگاه خودتون رو برام بنویسید خواندن دیدگاه ها خوشایند است هم برای صاحب وبلاگ و هم برای دیگرانی که دیدگاه ها را می خوانند . خلاصه بدون نظر گذاری اینجا رو ترک نکنید .
اگر از وبلاگم خوشتون اومد و خودتون هم وب دارید با نام خاطرات خوش نویس لینکش کنید.

مدیر وبلاگ : mahsa
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بله ! دومین شماره ی مجله ی عصر گردشگری آماده شد و در سطح دانشگاه شیراز آماده ی فروش شد . من هم یکی از کسانی بودم که داوطلبانه مسئول فروش مجله شدم . 63 تا مجله بهم دادن پیش خودم فکر رمیکردم که لا اقل نصفشو می فروشم . بعد از کلاسم که تا ساعت 1 بعد از ظهر طول کشید ناهار خوردم و از ساعت 2 بساطم رو راه انداختم . روی یه میز مجله ها را با سلیقه ی تمام چیدم یه صندلی گذاشتم کنارش نشستم و منتظر موندم ببینم چی میشه . جای خوب و پر رفت و آمدی هم نشسته بودم کنار خوابگاه مفتح که خوابگاه پسرهاست و هی اتوبوس میاد خالی و پر میشه دورم شلوغ شد ولی هر کس می دید قیمت مجله 1000 تومنه میذاشتش کنار و راهش رو میکشید و میرفت ! خلاصه بعد از 2 ساعت تمام با کلی بازار یابی کردن فقط تونستم 6 تاشو بفروشم  فردا بازاریابی بیشتری می کنم امروز هوا خیلی سرد بود  فقط2 ساعت  به فروش مجله ی وزین عصر گردشگری  پرداختم 
اینم از خاطره ی امروز در دانشگاه . وقتی برگشم خونه گرفتم خوابیدم و این خواب خیلی بهم چسبید . فردا روز تعطیلی من در دانشگاه هست ولی استاد ریاضی مجبورمون کرده بریم دانشگاه چون دوشنبه اربعینه و ما دوشنبه ریاضی داریم می خواد جبران کنه ! راستی از پنج شنبه ی آینده که میشه پنجم دی ماه من میرم کلاس زبان فرانسه ! یوهو !

پ . ن : هنوزم ماسک میزنم میرم بیرون ! 




نوع مطلب : خاطرات دانشگاه شیراز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 26 آذر 1392
mahsa
شنبه 30 آذر 1392 09:11 بعد از ظهر
میان همهمه برگهای خشک پاییزی، فقط تو مانده ای که هنوز از بهار لبریزی!
روزهای آخر پاییزت پر از خش خش آرزوهای قشنگ …
یلدا مبارک
جمعه 29 آذر 1392 06:27 بعد از ظهر
روی گل شما به سرخی انار
شب شما به شیرینی هندوانه
خندتون مانند پسته
و عمرتون به بلندی یلدا
mahsa
جمعه 29 آذر 1392 01:56 بعد از ظهر
شماتشریف بیارین قدمتون روچشم ما

فعلامجلاتتو بفروش بعدبیا
mahsa فروختم تمام شد رفت
پنجشنبه 28 آذر 1392 11:31 بعد از ظهر
شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر
زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق
رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق


شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد...
mahsa ممنونم .
چهارشنبه 27 آذر 1392 04:35 بعد از ظهر
به به جهانگردِ مجله فروش...!!چه اشکالی داره کار فرهنگی میکنی جانم.
mahsa
سه شنبه 26 آذر 1392 11:42 بعد از ظهر
سلام
برامن بفرستش میخرم

بخدامن عاشق برفم ولی زمستون زودمیره وگرمامیاد بدم میاد
اماپاییزپشتش سرماهست..
mahsa راستش گفته شده مجله ها فقط در سطح دانشگاه باید فروخته بشه .
سه شنبه 26 آذر 1392 09:09 بعد از ظهر
سلام ، ایام بکام
مشغله جدید مبارک ، توفیقت روزافزون
mahsa ممنون .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.