تبلیغات
خاطرات خوش نویس - دانشجوی ترم بوق
 
خاطرات خوش نویس
گر طبیبانه بیایی بر سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را
درباره وبلاگ


متولد 28 تیر هستم جایی که من توش زندگی می کنم یکی از زیباترین شهرهای دنیاست شهری که ما شیرازی ها بهش افتخار میکنیم . من لهجه ی شیرازی ندارم .
. تا حالا توی هیچ مسابقه ای برنده نشدم چون مسابقه نداده ام ! به موسیقی خیلی علاقه دارم همه جور موزیک گوش میدم بجز رپ .
هدف از ساختن این وبلاگ این است که وقتی گوشی برای شنیدن پیدا نمیکنم مینویسم تا کسی آنها را بخواند راهنمایی های شما برایم مفید خواهد بود حتی وقتی هم که مشکلی ندارم از خوشحالی هام می نویسم تا شاید کسانی باشند که در این خوشحالی سهیم شوند .
دوست دارم وقتی مطالب رو میخونید نظر یا دیدگاه خودتون رو برام بنویسید خواندن دیدگاه ها خوشایند است هم برای صاحب وبلاگ و هم برای دیگرانی که دیدگاه ها را می خوانند . خلاصه بدون نظر گذاری اینجا رو ترک نکنید .
اگر از وبلاگم خوشتون اومد و خودتون هم وب دارید با نام خاطرات خوش نویس لینکش کنید.

مدیر وبلاگ : mahsa
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ببخشید دوستان و همراهان عزیز از وقفه ی نسبتا طولانی که در نوشتن مطالب پیش آمد . بخاطر امتحانات سمج نوبت اول ( امتحانات میانترم  ) نمی تونستم تمرکز روی مطالب داشته باشم بخاطر همین نمی نوشتم . 

و حالا خودمو توی بد دردسری انداختم . 
خلاصه میگم استاد درس شناخت صنعت جهانگردی مدیر یک نشریه ی تخصصی در دانشگاه شیراز هست از بچه ها خوست هر کسی هر کاری می تونه واسه ی مجله انجام بده من هم چون دستی توی آشپزی دارم گفتم در مورد آشپزی ملل مطلب میارم ولی نمی دونستم این همه دردسر داره . باید برم توی تنها رستوران ترکیه ای در شیراز که راهش از بس دوره آدم ترجیح میده بره اصفهان و برگرده ! من بیچاره همین امروز دو بار از خونه ی خودمون رفتم خیابان قصر دشت - همت شمالی توی هر نوبت بخاطر دوری راه و ترافیک نزدیک به دو ساعت توی راه بودم تازه کارمم نشد . مدیره ی محترمه ی رستوران تشریف نداشتند و با بدبختی بهش زنگ زدم تا بهم اجازه داده فردا  ( جمعه  ) ساعت 11 صبح برم کارت دانشجوییمو ببینه شاید اجازه بده از رستورانش عکس بگیرم و با سر آشپزشون صحبت کنم . بدبختی بزرگ تر اینه که تا روز یکشنبه باید مطالبم آماده باشه  ! 

تا من باشم و دیگه جو گیر نشم ! به قول دوستان ترم بالایی ، ترم بوق بازی در نیارم ! 




نوع مطلب : خاطرات دانشگاه شیراز، 
برچسب ها : دانشجوی ترم بوق،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 7 آذر 1392
mahsa
چهارشنبه 13 آذر 1392 01:46 بعد از ظهر
تو بی نظیری گلم اینم درست میشه...
mahsa مرسی اعظم جون
چهارشنبه 13 آذر 1392 12:06 بعد از ظهر
کلا آدم فعالی هستی! من شک ندارم مقاله خوبی میشه
اگه نشد هرچی دلت خواست بگو خخخخ
mahsa خخخخخ
دوشنبه 11 آذر 1392 06:47 قبل از ظهر
خوب كار سختی رو پیشنهاد كردید اما تحقیق دانشجویی همینه دیگه نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت مهسا جان كه ره خیابان قصر دشت شد !
mahsa به به ! می بینم که با خیابونهای شیراز هم آشنا هستید
جمعه 8 آذر 1392 07:11 بعد از ظهر
آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای
هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند
سالیان بسیاری نمی بایست
دریافتی را
که هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است ... شاملو
mahsa مرسی
جمعه 8 آذر 1392 06:53 بعد از ظهر
سلام
انشالله موفق باشید
اتفاقا کار خیلی خوبی کردین
مشکل ما ایرانیا اینه که خودمون که کار نمیکنیم
اگرم یکی بخواد یه کاری بکنه اینقدر مسخره ش میکنیم که اونم مث خودمون کنیم
یه دانشجو اگه بخواد کاری انجام بده میگن ترم بوق بازی در میاره
من به نوبه خودم کار شما رو تایید میکنم
انشالله موفق باشید
mahsa ممنونم شما اولین کسی هستین که این حرفو می زنین
جمعه 8 آذر 1392 03:46 بعد از ظهر
mahsa
جمعه 8 آذر 1392 12:45 بعد از ظهر
مهسا حقته...
mahsa چرا آخه
جمعه 8 آذر 1392 11:48 قبل از ظهر
سلام ، ایام بکام
خوشحالم که حسابی درگیر تحصیل و آینده سازی شدی .
توفیق روزافزونت آرزوی ما
mahsa
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.