تبلیغات
خاطرات خوش نویس - سفری تا بی نهایت
 
خاطرات خوش نویس
گر طبیبانه بیایی بر سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را
درباره وبلاگ


متولد 28 تیر هستم جایی که من توش زندگی می کنم یکی از زیباترین شهرهای دنیاست شهری که ما شیرازی ها بهش افتخار میکنیم . من لهجه ی شیرازی ندارم .
. تا حالا توی هیچ مسابقه ای برنده نشدم چون مسابقه نداده ام ! به موسیقی خیلی علاقه دارم همه جور موزیک گوش میدم بجز رپ .
هدف از ساختن این وبلاگ این است که وقتی گوشی برای شنیدن پیدا نمیکنم مینویسم تا کسی آنها را بخواند راهنمایی های شما برایم مفید خواهد بود حتی وقتی هم که مشکلی ندارم از خوشحالی هام می نویسم تا شاید کسانی باشند که در این خوشحالی سهیم شوند .
دوست دارم وقتی مطالب رو میخونید نظر یا دیدگاه خودتون رو برام بنویسید خواندن دیدگاه ها خوشایند است هم برای صاحب وبلاگ و هم برای دیگرانی که دیدگاه ها را می خوانند . خلاصه بدون نظر گذاری اینجا رو ترک نکنید .
اگر از وبلاگم خوشتون اومد و خودتون هم وب دارید با نام خاطرات خوش نویس لینکش کنید.

مدیر وبلاگ : mahsa
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
از روز هشتم تیر هر روز دارم میرم کلاس خیاطی . تا در آینده خودم یک تولید کننده باشم و همه ی لباس هامو هم خودم بدوزم . توی کلاس خیاطی با همه دوست هستم چون همه ی بچه ها یک روز در میان به کلاس میان ولی من هر روز میرم بنابراین بچه های همه ی شیفت ها رو می بینم و باهاشون دوستم . 

یکی از بچه ها به اسم آسیه خیلی شاد و شنگوله هیچ روزی نیست که با بچه ها و حتی با مربی شوخی نکنه و در کل باعث نشاط در کلاس میشه و منم وقتی میرم کلاس خیاطی بهم خوش می گذره . 
اما وقتی بر می گردم خونه بازم افسرده میشم چون توی خونه ی ما همه همینطورن ! کسی توی خونه ی ما نمی خنده و خوشحال نیست همه مثل من هستن و به آینده امیدی ندارن . 

                                       

از دست دادن کسی برای همیشه احساس عجیبیه . وقتی بدونی اون رفته و دیگه بازگشتی در کار نیست یه حسی بهت دست میده که قابل توصیف نیست . حتی اگر اون کسی که از دست رفته برات عزیز نبوده باشه حتی اگر هر روز اذیتت میکرد و تو هر روز آرزو می کردی که ای کاش به یه نخوی از دستش خلاص میشدی کاش اون از اینجا می رفت یا تو از اینجا می رفتی . نکته ی جالبش اینجاست که وقتی اون میره همون اولش هنوز نمی فهمی چه بلایی به سرت اومده . برای من که اینطور بود . 

پدرم از اون مرد سالار های قدیمی بود که چه فرمان یزدان چه فرمان پدر ! نمی خوام در مورد بداخلاقی ها و رفتار غیر قابل تحملش چیزی بگم چون امکان نداره برای کسی قابل درک باشه فقط همینو می گم که پدرم توی خونه واقعا فرمانروایی می کرد و همه حتی خواهر 46 ساله ی من ازش می ترسیدیم اون ما رو مجبور می کرد که بهش احترام بذاریم . 

روزی که برای همیشه رفت دوم مهر 91 بود یعنی تا امروز نه ماه و بیست روز پیش . تقریبا دو ماه خونه نشین شد از خونه نشین هم بدتر دیگه هیچ حرکتی نمی کرد ولی تا آخرین لحظه هوشیاری داشت و قادر به حرف زدن بود اما بی نهایت لاغر و نحیف شده بود و دلم براش خیلی می سوخت . دلم می خواست یا خوب بشه یا اینکه رودتر زندون تنو رها کنه و مثل یک پرنده پر بگیره ....  
                      
              
روزی که این اتفاق افتاد ساعت یازده و نیم صبح یکشنبه بود . مادرم مثل همیشه در کنارش بود و من سر کار بودم ولی حول و حوش همون ساعتها یه احساس عجیب داشتم مثل دلشوره . حس میکردم داره یه اتفاق بزرگ میوفته . خواهرم بهم زنگ زد و غیر مستقیم این خبر رو داد . 
وقتی به عکس های قدیممون نگاه می کنم می فهمم که عکس چه اختراع خوبیه از فیلم بهتره چون می تونی مدتها به اون عکس خیره بشی جزئیات زیادی در عکس هست . عکس حتی بهت می گه کسی که داری بهش نگاه می کنی توی اون روز و اون لحظه چه احساسی داشته . مخصوصا وقتی صاحب عکس رو بشناسی . 

الان علت افسردگیمو می دونم علتش مرگ پدرمه . از دست دادن کسی برای همیشه احساس عجیبیه شایدم از دست دادن پدر احساس عجیبیه چون حتی اگر در حقم پدری هم نکرده باشه بهر حال خون اون توی رگ های من جاریه . 
از این ور و اون ور شنیدم دو سال وقت لازمه تا این افسردگی برطرف بشه . 





نوع مطلب : خاطرات، دلنوشته ها، 
برچسب ها : افسردگی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 25 تیر 1392
mahsa
سه شنبه 12 شهریور 1392 07:02 بعد از ظهر
مهسا خانم خدایش بیامرزد .
اما مهسایی اگر به خاطر داشته باشیم که هرکس باید همانطور باشد که لازمه وجودیش است ، یعنی بنا به اقتضای موقعیت زمانی و مکانی و فکری و عقیدتی که در آن رشد و زندگی کرده ، چنین است .
دیگر قبول و تحمل هیچ کس مشکل نیست .
در نتیجه همزیستی با دیگران آسان شده و زندگی لذت بخش می شود .
در غیر اینصورت با وجود اینکه تغییر مد نظر ما و ایجاد شرایط مطلوب میسر نیست . فقط مائیم که زخم میبینیم و دچار مشکلات جسمی و روحی میشویم .
تحمل داغ فراق هم چاره یی جز قبول اینکه انسان فراموشکار است و باید فراموش کند تا دوام آورد . نیست . صبور باشید .

mahsa کاش می دونستم اون دنیا چه خبره ؟
چهارشنبه 26 تیر 1392 11:31 بعد از ظهر
خدا پدرت رو رحمت کنه و امیدوارم بتونی با نبودش کنار بیای واقعا سخته قطعا هیچ وقت هیچ چیز جای خالیش رو پر نمیکنه.ولی باید راضی بود به رضای خدا
mahsa مرسی الی خانوم و رسیدن به خیر !
چهارشنبه 26 تیر 1392 10:39 بعد از ظهر
امیدوارم از گذشته فقط بتونی خاطرات خوبش رو به خاطر بسپاری و همه بدیها رو از یاد ببری. امیدوارم هر چه زودتر شادی به خونتون پر بکشه. تو شادی رو از کلاس خیاطی به خونه بیار :)
mahsa اتفاقا یکی دو روز هست وضعیت همه مون کمی بهتر شده . مرسی
چهارشنبه 26 تیر 1392 06:18 بعد از ظهر
الهی! کار آن دارد که با تو کاری دارد. یار آن که دارد چون تو یاری دارد. او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد.
طاعاتت قبول والتماس دعا
mahsa ا زشما هم قبول و ممنون
-
می فهمم سختی با این پدر بودنو..من خیلی از دست پدرم بی چارگی کشیدم..ولی خنده و شادی روز از خودت دریغ نکن...شادی حقته...من انقد تو زندگی مجردی ام سختی کشیدم که نگو..اما الان فوق العاده حالم خوبه...
mahsa اوه پس تو می تونی منو درک کنی خوشحالم ! یه هم درد پیدا شد
-
مهسا جان
شاید اگه بدونی پدر من هم ساعت 11:30 صبح یکی از روزهای ماه رمضون یازده سال پیش در حالس که ده سال بود خونه نشین بود و در حالی که هوش و حواسش سر جاش بود پر کشید تسکین پیدا کنی .تو تنها نیستی ،درد مشابه تو رو خیلی ها دارن .اما اینم بدون الان همه تو خانواده ما می خندن و شادی خیلی وقته برگشته .برای برگشتن صدای خنده به خونه تون تو شروع کن .بخند تا مادرت هم بخنده .
mahsa خیلی ممنون خیلی لطف داری ! بدتر از همه اینه که می بینی نمی تونه حرکت کنه و حتی غذا بخوره دلم نمی خواد هیچ کسی این طوری بشه
-
خیلی زیبا نوشتی همه ی نوشته هات قشنگ هستن . امیدوارم زودتر رو براه بشی
mahsa مرسی منم امیدوارم
-
درود بر شما
من واقعا متاسفم از خواندن این ماجرا
امیدوارم شما و خانواده تان امید رو دوباره بدست بیارید.
mahsa ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.